تبلیغات
بسیجی مخلص
درباره وبلاگ

امام خمینی ( ره ) : رهبر ما آن طفل سیزده ساله ایست كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است ، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید .
زمان
منوی اصلی
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
تفحص در مطالب
خبرنامه وبلاگ
برای اطلاع از به روز شدن وبلاگ در خبرنامه عضو شوید





Powered by WebGozar

نظرسنجی
آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
افتخارات وبلاگ
کسب رتبه ی هفتم مسابقه سراسری وبلاگ نویسی گنجینه های مذهبی لیست برندگان مسابقه ی سراسری وبلاگ نویسی گنجینه های مذهبی
یکی از برندگان مسابقه ی کشوری تبیان زنجان با عنوان " می نویسم از اندیشه هایم "
لیست برندگان مسابقه ی وبلاگ نویسی تبیان زنجان
یکی از برندگان مسابقه وبلاگ نویسی فتح جاوید
یکی از برندگان مسابقه وبلاگ نویسی فتح جاوید
یکی از برندگان سومین دوره مسابقات سازمان بسیج دانش آموزی با عنوان " حماسه نوجوان بسیجی " لیست برندگان مسابقه ی وبلاگ نویسی سازمان بسیج دانش آموزی
یکی از برندگان اولین دوره مسابقه وبلاگ نویسی از بسیج تا بسیج یکی از برندگان اولین دوره مسابقه وبلاگ نویسی از بسیج تا بسیج
یکی از برندگان مسابقه وبلاگ نویسی از بسیج تا بسیج یکی از برندگان مسابقه وبلاگ نویسی از بسیج تا بسیج

درد دلی با شهدا
جهت شادی روح شهدا
صلوات

میدان شهید فهمیده
پیوند های مرتبط
پیوندهای دوستان
لوگو های حمایتی
طراحان قالب
پلاک

Designed By : Learningbet
Edited & Translated To MihanBlog By : Mbasiji

پیام ها
اندازه قلم : گ گ گ

پیام مدیریت وبلاگ : به وبلاگ بسیجی مخلص خوش آمدید . در صورتی که مطلبی برای شما مفید بود ، حتماً در نظرات اعلام بفرمایید ، ضمن اینکه دوستان توجه داشته باشند این یک وبلاگ تخصصی در مورد شهید فهمیده بود و هیچ ارتباطی با سازمان خاصی ندارد ، پس در صورتی که در نظرات به شخص یا اشخاص خاصی توهین کنند ، نظرشان حذف خواهد شد .

مرد عاشق

یكی از روزها صدای بگو ومگوهایی كه از سنگر محمد حسین شنیده می شد ، توجه ما را جلب كرد .

گویا حسین ریزه قصد داشت به خط مقدم برود اما فرمانده اجازه نمی داد .

او اصرار می كرد وخواهش ، كه بگذارید من هم به خط بیایم .فرمانده هم تاكید داشتند : « حسین آقا حالا برای شما زود است .»

او كه دید پا فشاری اش فایده ای ندارد ، قاطع و دركمال ادب واحترام گفت : « من به شما ثابت می كنم كه زود نیست ! ... » چند روز بعد همه متوجه غیبت محمد حسین شده ، نگرانی وجودشان را فرا گرفته بود.

اما تلاششان نیز برای یافتن او بی فایده بود .

یكروز بچه ها چشمشان به عراقی كوتاه قدی افتاد كه به سمت خاكریز خود می آمد .

 http://mbasiji.mihanblog.com

صبر كردند تا اسیرش نمایند.

كمی كه جلو تر آمد ، دیدند حسین ریزه است كه لباس عراقی ها را به تن كرده و سلاحشان را به دوش گرفته ...« همان مو قع نزد فرمانده رفت .

در پا سخ نگاههای پرسشگر وتاحدودی عصبانی او گفت : « خودتان گفتید به خط رفتن برای من زود است .

من به آنجا رفتم ،یك عراقی را دست خالی كشته ، لباس و پو تین وسلاح او را به همراه آوردم تا ثابت كنم اراده و عشقم از جثه ام بزرگتر است .»

راوی:همرزم شهید

منبع: معبر عشق، برگرفته شده از سایت صبح

 

 



ارسال شده در: خاطرات شهید ،
برچسب ها: فهمیده ، شهید ، خاطره ،
نوشته شده در جمعه 2 بهمن 1388 | لینك ثابت | نظرات ( )
ماهمه سرباز تو ایم خمینی گوش به فرمان تو ایم خمینی

از همان آغاز ورودمان به كرج كه مصادف بود با اوج اعتراض و مبارزه مردم با حكومت شاهنشاهی ، حسین در تكاپوی پیوستن به این مو ج عظیم و نهضت مقدس ، پیوسته در آمد و شد بود .

روزی هنگام بازگشت از مدرسه تصادف نمود و طحالش آسیب دید .

درست همان زمان حضرت امام (ره ) نیز به ایران بازگشتند .

خوب یادم هست فردای روزیكه از بیمارستان مرخص شد ، از من اجازه خواست تا به زیارت آقابرود و به او گفتم : « آخر تازه دیروز از بیمارستان آمده ای .

 http://mbasiji.mihanblog.com

هر وقت بهترشدی انشاءالله همگی با هم می رویم .»

اما او آنقدر اصرار ورزیدند كه ناچار شدیم همراه برادرش داوود ، به تهران … نزد امام (ره ) … بفرستیمش .

وقتی از دیدار رهبر انقلاب خمینی بزرگ ( ره ) بازگشت ، با خوشحالی وصف ناپذیر و شوری خاص از انقلاب و مردم حسین و امام یاد می كرد و از آن پس تصمیم گرفت سربازی غیور باشد برای میهن اسلامی‌اش .

راوی:پدر شهید

منبع:آوای بسیج، برگرفته شده از سایت صبح



ارسال شده در: خاطرات شهید ،
برچسب ها: شهید فهمیده ، رهبر انقلاب ، امام خمینی ،
نوشته شده در جمعه 11 دی 1388 | لینك ثابت | نظرات ( )
ماهمه سرباز تو ایم خمینی گوش به فرمان تو ایم خمینی

از همان آغاز ورودمان به كر ج كه مصادف بود با اوج اعتراض و مبارزه مردم با حكومت شاهنشاهی ، حسین در تكاپوی پیوستن به این مو ج عظیم و نهضت مقدس ، پیوسته در آمد و شد بود .

روزی هنگام بازگشت از مدرسه تصادف نمود و طحالش آسیب دید .

درست همان زمان حضرت امام (ره ) نیز به ایران بازگشتند .

 http://mbasiji.mihanblog.com

خوب یادم هست فردای روزیكه از بیمارستان مرخص شد ، از من اجازه خواست تا به زیارت آقابرود و به او گفتم : « آخر تازه دیروز از بیمارستان آمده ای . هر وقت بهترشدی انشاءالله همگی با هم می رویم .» اما او آنقدر اصرار ورزیدند كه ناچار شدیم همراه برادرش داوود ، به تهران … نزد امام (ره ) … بفرستیمش .

وقتی از دیدار رهبر انقلاب خمینی بزرگ ( ره ) بازگشت ، با خوشحالی وصف ناپذیر و شوری خاص از انقلاب و مردم حسین و امام یاد می كرد و از آن پس تصمیم گرفت سربازی غیور باشد برای میهن اسلامی‌اش .

راوی:پدر شهید

منبع: سایت صبح



ارسال شده در: خاطرات شهید ،
برچسب ها: خاطره ای از شهید فهمیده ،
نوشته شده در سه شنبه 19 آبان 1388 | لینك ثابت | نظرات ( )
مرید امام خمینی رحمه‏الله

 

حسین علاقه و ارادت خاصی به حضرت امام رحمه‏الله داشت و از جان و دل شیفته او بود و می‏گفت: «امام هرچه اراده کند همان را انجام خواهم داد و من تسلیم او هستم».

هنگام ورود امام به ایران به دلیل تصادف، در بیمارستان مورد عمل جراحی قرار گرفت.

اما همین که از بیمارستان مرخص شد برای زیارت امام همراه با برادرش «داوود» حرکت کرد.

سرانجام در یک فضای بسیار ملکوتی توانست با امام و مقتدای خویش دیدار کند.

در نوشته‏ها و عکس‏هایی که از او به جا مانده است، دست‏نوشته‏هایی وجود دارد که حکایت از علاقه خاصّ او به حضرت امام رحمه‏الله و روحانیّت دارد.

منبع: مجله گلبرگ :: مهر 1381، شماره 34 برگرفته شده از سایت حوزه



ارسال شده در: خاطرات شهید ،
برچسب ها: خاطره ای از شهید فهمیده ،
نوشته شده در شنبه 17 مرداد 1388 | لینك ثابت | نظرات ( )
عناوین آخرین مطالب ارسالی
هم سنگران