تبلیغات
شهید فهمیده
درباره وبلاگ

امام خمینی ( ره ) : رهبر ما آن طفل سیزده ساله ایست كه با قلب كوچك خود كه ارزشش از صدها زبان و قلم بزرگتر است ، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید .
زمان
كارنامه ی عملیات های دفاع مقدس
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
تفحص در مطالب
آمار وبلاگ
کل بازدید:
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
پیام ها
اندازه قلم : گ گ گ

پیام مدیریت وبلاگ : به وبلاگ بسیجی مخلص خوش آمدید . با توجه به رسالت خطیر معرفی ابعاد زندگانی بسیجی شهید محمد حسین فهمیده، بر آن شدیم تا در وبلاگ بسیجی مخلص، به عنوان وبلاگ جامع این شهید عزیز زین پس مطالب كتاب شهید فهمیده، نوشته محمدرضا اصلانی، انتشارات مدرسه را تایپ نموده و در وبلاگ قرار دهیم؛ اگر نظری راجع به این موضوع دارید حتما با ما در میان بگذارید

آیا تجربه کاربری بر سئو سایت تأثیر گذار است؟

در حالت ایده آل می توان برای تجربه کاربری بهتر روش های مختلفی را به کار گرفت ولی سئو نیز اهمیت و جایگاه خاص خود را دارد. ممکن است شرایطی پیش بیاید که شما را در دو راهی بین کاربر و موتورهای جستجو قرار گیرید در این صورت است که شما باید راه حلی را پیدا کنید که هر دو را پوشش دهد.

تجربه نشان می دهد موتورهای جستجو همواره به دنبال سایت هایی است که تجربه کاربری خوبی دارند پس می توان گفت رابط کاربری خوب بر سئوی سایت شما تأثیر می گذارد.

از مواردی که هم بر سئو و هم بر تجربه کاربری در طراحی سایت تأثیر مستقیم و مثبتی دارند می توان به سرعت بارگذاری صفحات، نمایش صحیح در دستگاه های موبایل و تبلت، اشتراک گذاری در انواع شبکه های اجتماعی، ارائه تصاویر و ویدئو مرتبط با موضوع و... اشاره کرد.

تجربه کاربری یا user experience چیست؟

تجربه کاربری عبارت است از بهبود رضایت مشتری، قابلیت استفاده در انواع دستگاه های موبایل و دسکتاپ و رضایت مندی مشتریان از محصول ارائه شده به آن هاست. در جمله ی ساده تری می توان گفت تجربه کاربری به معنای استفاده راحت از سایت است.

از عواملی که بر تجربه کاربری یک سایت تاثیرگذار هستند می توان نمایش درست در انواع دستگاه های موبایل و دسکتاپ، سرعت بارگذاری سایت، رنگ و استفاده از فونت مناسب، دسترسی آسان به محتوا نام برد. با داشتن سئو و تجربه کاربری قوی می توانید موفقیت سایت خود را تضمین کنید اما این دو همیشه در یک جهت عمل نمی کنند بلکه گاهی در تضاد هم هستند.

کدامیک بهتر است سئو یا تجربه کاربری؟

همان طور که در بالا اشاره شد سئو و تجربه کاربری دو عامل مهم در موفقیت سایت هستند ولی گاهی اوقات در مقابل یکدیگر قرار می گیرند و وظیفه ی ماست که بین این دو تعادل ایجاد کنیم.

        
  1. نحوه آدرس دهی و ساختار صفحه بندی سایت خود را تغییر دهید.

اگر سئو برای ما اهمیت نداشته باشد تمام تلاش خود را برای ایجاد محتوای بیشتر می کنیم تا به تمام اطلاعات مرتبط با یک موضوع دست یابد یا می توان با طراحی یک صفحه جستجوی پیشرفته داشته باشیم تا بتواند به آسانی با انتخاب موقعیت و دسته بندی موردنظر تمامی مراکز موجود را مشاهده نماید و به اطلاعات موردنیاز خود دست یابد. در این صورت کل سایت شما در یک صفحه نمایش داده می شود و در عمل امکان هدف گذاری بر روی عبارات کاربردی امکان پذیر نخواهد بود.

برای اینکه بتوانید در زمینه سئو موفق شوید پیشنهاد می گردد برای هریک از کلمات کلیدی هدف خود صفحه اختصاصی طراحی نمایید و از این طریق محتوایی متناسب با آن طراحی نمایید.

        
  1. بدانید که ساختار منوی سایت بر تجربه کاربری و سئو سایت تاثیرگذار است.

برای تجربه کاربری بهتر و مؤثرتر پیشنهاد می گردد تعداد لینک ها و منوهای کمتری در دسترس کاربر قرار داد و تنها صفحات مهم و ضروری را در معرض نمایش کاربران قرار دهیم.

همان طور که می دانید لینک سازی داخلی بر سئو و کسب رتبه بهتر سایت نقش بسیار مهمی دارد پس نیاز است در منو سایت خود لینک های زیادی قرار دهیم و از این طریق جایگاه سایت را بهبود ببخشیم.

        
  1. از عبارات مناسب و موردنیاز کاربر استفاده کنید.

تصور کنید مدیر یک سایت فروشگاهی هستید، شما در هنگام در جستجو در گوگل معمولاً به دنبال عباراتی از قبیل خرید آیفون 6 یا بهترین گوشی هوشمند هستند اگر شما از عباراتی مانند گوشی آیفون 6 قرار دهید در این صورت شما از عبارات غیرحرفه ای در صفحات سایت خود استفاده کرده اید.

شما می توانید اطلاعاتی را در قالب تگ تایتل و متا دیسکریپشن به کاربران خود نمایش دهید. این اطلاعات در زمان جستجو کاربران به آن‌ها نمایش داده می شود و سایت شما را غیرحرفه ای نمی کند. به عبارتی دیگر دیسکریپشن به شما اجازه می دهد تا بتوانید اطلاعات بیشتری را در اختیار کاربران خود قرار دهید.

        
  1. محتوایی قابل درک برای موتورهای جستجو ایجاد کنید.

برای بهبود تجربه کاربری می توان از تکنولوژی های مختلفی استفاده کرد که گاهی برخی از این تکنولوژی ها درک محتوای صفحه را غیر ممکن می کنند. به عنوان مثال استفاده از تکنولوژی هایی مانند ajax و angular درست است سرعت دسترسی کاربر به سایت را افزایش می دهند ولی باید توجه داشته باشید که محتوای اصلی شما در سایت موجود باشد.

می توان در جمع بندی کلی این مطلب گفت بیشتر تکنیک هایی که برای بهبود تجربه کاربری مورد استفاده قرار می گیرد تاثیر منفی بر روی سئو سایت دارند اما با ایجاد کمی تغییرات می توان تاثیر منفی آن را کاهش داد به گونه ای که مثبت تلقی گردد.

شرکت دیجی ویت ارائه دهنده انواع خدمات سئو، بهینه سازی سایت و طراحی سایت همواره در تلاش است توأم با تجربه کاربری عالی به سئو سایت نیز توجه ویژه ای داشته باشد و موفقیت سایت شما در نتایج موتورهای جستجو را تضمین کند.



ارسال شده در: رپورتاژ ،
نوشته شده در شنبه 22 تیر 1398 | لینك ثابت | نظرات ( )
شعر زیبای شاعر معاصر حسن حسینی درباره شهید فهمیده

دو بیتی زیر را شاعر توانمند معاصر کشورمان جناب آقای حسن حسینی در وصف شهید بزرگوار حسین فهمیده سروده اند.

 کس چون تو طریق پاک بازی نگرفت                         با زخم نشان سرافرازی نگرفت

زین پس دلاورا، کسی چون تو شگفت                       حیثیت مرگ را به بازی نگرفت

منبع: كتاب ادبیات پیش دانشگاهی



ارسال شده در: شعر ،
نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 | لینك ثابت | نظرات ( )
مایه آرامش پدر ( قسمت آخر )

وبلاگ بسیجی مخلص - www.mbasiji.mihanblog.com

اگر دو قسمت قبلی این مجموعه را مطالعه نکرده اید و یا داستان آن را از خاطر برده اید می توانید از طریق لینك های زیر آن ها را مطالعه نمایید.

مایه آرامش پدر ( قسمت اول )

مایه آرامش پدر ( قسمت دوم )

خیره شد به چشم های پرنده ای كه از آغاز، بیم پریدن و رفتنش را داشت.

لحظه های خداحافظی به تندی سپری شد.

یك مشتری، بی خبر از همه جا پا به مغازه گذاشت و سلام كرد.

كسی جوابش را نداد.

فكر كرد كه باید به دكان دیگری برود.

خارج شد و رفت؛ كسی متوجه آمدن و رفتنش نشد.

سكوتی سرد و سنگین بر زمین و آسمان و به تمام زندگی مرد سایه انداخت.

سرد و بی روح، پسرش را بوسید و تسلیم رفتن او شد.

محمد حسین شادمانه رفت.

پرنده ی سبكبالی بود كه در بیكرانه ی آسمان آبی رنگ بال می زد و تا بی نهایت آسمان و تا بی نهایت خدا می رفت.

برای شادی روح امام شهدا و شهدای گرانقدر جهان اسلام فاتحه ای ختم نمایید.

به امید آنكه ادامه دهنده راه این بزرگواران باشیم.

منبع: کتاب شهید فهمیده، نوشته محمد رضا اصلانی

تهیه و تنظیم: وبلاگ بسیجی مخلص



ارسال شده در: زندگی نامه ،
نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین 1398 | لینك ثابت | نظرات ( )
گوهر خانه

خانه چه قدر خاموش و ساكت شده بود.

انگار هیچ كس در آن جا زندگی نمی كرد.

انگار زندگی فراموش شده بود.

پدر و مادر و بچه ها از خداحافظی با محمد حسین حرف می زدند.

هر كسی كه تعریف می كرد، بقیه با دقت و حسرت گوش می دادند.

مادر حرف های همه را با دل و جان می شنید.

اما جواب آن روز محمد حسین را به یاد می آورد و دلش می سوخت.

-          پسرم كجا را نگاه می كنی؟

-          قبرم را ...

وبلاگ بسیجی مخلص - www.mbasiji.mihanblog.com

دلش می سوخت.

اشك هایش از گودی چشم سر می رفت و بر گونه های خشكیده اش می ریخت.

نزدیك به یك هفته از رفتن محمد حسین به جبهه می گذشت؟

جبهه كجا بود؟

دشمن از كجای دنیای بی پایان به خاك وطن یورش آورده بود؟

گذر روزها همچون خاكستری سرد از چهره ی سوزان جنگ، به هوا بر می خواست و محو می شد.

آتش جنگ اندك اندك شعله می كشید.

در آخرین روز تابستان (1)، هنگامی كه شمیم خوش باز شدن مدرسه ها و رایحه ی دل انگیز پاییز، محمد حسین و دوستانش را به میهمانی روزها و شب های امتحان و آسمان آرزوهای رنگارنگ می برد، حمله ی دشمن به خاك میهن خبری بود كه در سراسر ایران طنین انداز شد.

منبع: کتاب شهید فهمیده، نوشته محمد رضا اصلانی

تهیه و تنظیم: وبلاگ بسیجی مخلص



ارسال شده در: زندگی نامه ،
نوشته شده در یکشنبه 5 اسفند 1397 | لینك ثابت | نظرات ( )
پایان رسمی بزرگترین ایدئولوژی رقیب انقلاب در جشن چهل‌سالگی ۵۷
5 فروردین ماه ۱۳۹۳، در میانه خلوتی بازار رسانه‌ها در ایام نوروز، خبری در رسانه‌های غیررسمی دست به دست می‌چرخد. علی خلیلی بسیجی ناهی از منکری که چند سالی بود در بستر جراحت ناشی از حمله چند فرد به او افتاده بود؛ شهید شده است. خلیلی نام ‌آشنایی برای رسانه‌های ایرانی نیست. حافظه دور و کم رمق برخی از اهالی رسانه‌ تصویر جوان ریشو و لاغری را به یاد می‌آورند که دو سال است در بستر بیماری است و مرگ را انتظار می‌کشد.

علی خلیلی کیست؟ سوابق اینترنتی درباره او چیز مشخصی را نشان نمی‌دهد جز چند عکس آشنا. خلیلی با عده‌ای نوجوان در اردوی مشهد یا اردوی جهادی. درحالی که کتابهای بزرگترین ایدئولوگ انقلاب اسلامی ایران را بردست گرفته‌اند. تیپ و ظاهرش و همین چند عکس بی‌کیفیت اما تا حدی نشان می‌دهد که علی خلیلی کیست.

پایان رسمی بزرگترین ایدئولوژی رقیب انقلاب در جشن چهل‌سالگی ۵۷ - 5

یک جوان حزب‌اللهی‌ای که عده‌ای نوجوان را دور خودش جمع کرده است و با آنها تمرین کار انقلابی می‌کند. آنها را به اردوی مشهد می‌برد. کتاب‌های شهید مطهری دستشان می‌دهد، با هم به اعتکاف می‌روند، هیئت می‌روند و حلقه وصل آنها به انقلاب و مذهب شده است. عکس‌ها چیز زیادتری به ما نمی‌گویند، جر این‌که علی خلیلی احتمالا در کارش وارد است. این را دست‌های حلقه زده به دور گردن این آدم و آرایش موها و نوع لباس‌های بچه‌ها به ما می‌گوید. جوان عینکی و ریشوی قصه ما، مثل همه جوان‌های عینکی و غیرعینکی و ریشو و بی‌ریش همه این سالها بعد از انقلاب، کار فرهنگی خودجوش می‌کند. رشته‌ای که سر درازش به بچه‌های جنگ و سالهای جنگ برمی‌گردد … رنگ و بوی آرمانگرایی آن دوره در آدم‌هایی که برای این دوره نیستند.

جوان عینکی و ریشوی ما احتمالا مجوز خاصی ندارد، دفتری هم تاسیس نکرده است، از نهاد یا موسسه‌ای هم بودجه نمی‌گیرد، اصلا از در خیلی از این نهادها و موسسه‌ها راهش نمی‌دهند، معلوم است. عادت دارد پیراهنش را روی شلوارش می‌اندازد، ریش‌های را هم بلد نیست آنکادر کند. کت و شلوار هم به سختی در تنش آرام می‌گیرد. به راحتی قابل‌حدس است که کار می‌کند پول درمی‌آورد و خرج این بچه‌ها می‌کند، شاید هم در مدرسه‌ای معلم تربیتی است، اگر چیزی به نام دفتر تربیتی هنوز مانده باشد. فرقی هم نمی‌کند، این بچه‌ها را دور خودش جمع کرده است و با هم مسیری را جلو می‌روند.

دو سال پیش از شهادت او، شب واقعه، شب نیمه شعبان بوده است. جوانک عینکی و ریشوی ما بچه‌ها را هیئت برده است، جشن میلاد امام زمان (عج). تا دیروقت بوده است و جوان قصه ما قصد می‌کند که دو تا از بچه‌ها را به خانه‌شان برساند. چند سالی است که شب نیمه شعبان کمی در خیابان‌ها تهران ناامن شده است. برای منتظرانش ناامن‌تر. چند نفر مست مزاحم دخترانی شده‌اند، جوان و نوجوانانش با آنها درگیر می‌شوند و آنها هم با چاقو ضربه‌ای به شاهرگ جوان می‌زنند و فرار می‌کنند.

چیز دیگری در جستجوهای اینترنتی در مورد جوانک قصه ما پیدا نمی‌شود. دو روز بعد از ماجرا ۲۷ تیر ۱۳۹۰ امیرعلی مصفا، وبلاگ‌نویس در بلاگ رسمیش این‌چنین می‌نویسد، شاید باارزش‌ترین نگاشته مساله، همین حرف‌ها با زبان صریح‌تر: "ارزش خبری نداری طلبه جان. خودت و رگ دستت و یک چشمت که اصلا، کارهای املانه‌ات که ابدا! حالا اگر پرورش اندامی، پاورلیفتینگی چیزی کار می‌کردی شاید اما نهی از منکر می‌کنی؟!؟ مگر ما و گشت ارشادمان بوقیم که تو وارد معرکه می‌شوی؟ حیف که ضعیف‌کش نیستیم وا‌لا …حالا این به کنار، یک مشت بچه جمع کرده‌ای دور خودت که چه؟ مثلا می‌خواهی ما را مسخره کنی؟ ما با اینهمه دستگاه عریض و طویل فرهنگی‌مان کشک! توی یک لاقبا می‌خواهی کار فرهنگی کنی؟ ها؟ اساس‌نامه‌ات کجاست؟ مجوزت کو؟ راستی بگو ببینم این موقع سال وسط شهر چه می‌کنی؟ تو الان باید در ده‌کوره‌ها مشغول تبلیغ اسلام باشی، نه وسط شهر، بیخ گوش ما. اینجوری برای خودت هم بهتر است. از مخاطرات شهرنشینی (!) هم در امانی.مگر نمی‌گویی سرباز امام زمانی، خوب آفرین! مثل همان امام زمان برو یک جایی تا جلوی چشمان ما نباشی و ما از اسمت، استفاده خودمان را ببریم. برو عزیزم، برو؛ اینجا نمون. شر میشه …"

همان سال؛ چهار روز قبل از ماجرا رهبر انقلاب مهمترین سخنرانی سالانه‌شان را ایراد می‌کنند، در حرم مطهر امام رضا (ع). بخش مهمی از این سخنرانی تاریخی به این شرح است: "اما آنچه نقطه‌ی مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعالیتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردند که بحمدالله خیلی هم وسیع شده است. من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطلاع پیدا کردیم کار را هرچه میتوانند به‌طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملت، ایفا کرده است. "

جوان ریشو و عینکی ما چند سالی است که در فضای ایران تنفس نمی‌کند، درست چهار روز بعد از اینکه سخنرانی رهبرش، سند تاییدی بر درستی راهی که رفته است را می‌شنود شهید می‌شود. سخنرانی‌ای که پیام تسلیت شهادت او هم همانست.

حالا در سالگرد چهلمین سال انقلاب اسلامی ایرانی یادآوری او و داستانش سند به موقعی است برای نمایش همزمان تداوم پیروزی انقلاب در مردمان ایران زمین و توقف آرمان‌های انقلاب در شرایط بوروکراتیک و آرمان‌زده اداری ایرانی. شرایطی که دقیقا همین نیروهای خودجوش فرهنگی باید به دادش برسند تا از سقوط قریب‌الوقوع نجات پیدا کند و حالا چند سالی است که انقلاب با جوانانش، به پیش می‌رود. قصه نمادین علی خلیلی خیلی ساده به سر رسید. ساده‌تر از همه تصورات ما. اما ماجرا هنوز ادامه دارد، تازه شروع شده است. نادیده ‌گان انقلاب و خمینی، حالا مسیر خمینی را به پیش می‌برند دور از همه محافظه‌کاری‌های معمول سیستم اداری و دولتی ایرانی. علی خلیلی‌ها زنده‌اند و هر از چند گاهی با یک نشانه مثل شهید حججی جوان شهید مدافع حرم، شهید اژدری، جوان فعال در اردوهای جهادی و … به یادمان می‌آورند که مسیر این انقلاب محافظه‌کاری نمی‌شناسد و خمینی‌نادیده‌ها انقلاب را به پیش خواهند برد. رسانه‌های ایرانی آنها را سانسور کنند، دستگاه‌های رسمی آنها را نادیده بگیرند و سیستم دولتی کمر به حذف آنها بردارد، انقلاب با وجود آنها زنده است.

این عکس متعلق به ۱۲ سال پیش است و در سال ۲۰۰۶ در بوئنس‌آیرس آرژانتین گرفته شده است، در جریان یک راهپمیایی اعتراض‌آمیز به حملات هوایی اسرائیل به جنوب لبنان. یک جوان آرژانتینی که روی بازویش را با نقش امام خمینی، رهبر انقلاب ایران خالکوبی کرده است. توضیح دیگری در مورد عکس وجود ندارد.

پایان رسمی بزرگترین ایدئولوژی رقیب انقلاب در جشن چهل‌سالگی ۵۷ - 16

تقریبا ۳۵ سال پیش مرتضی آوینی، عکسی از یک جوان بوسنیایی که به پیروی از بسیجیان ایرانی سربند «الله‌اکبر» بسته بود روی جلد مجله‌اش، سوره چاپ کرد و توسط وزیر وقت ارشاد توبیخ کتبی شد به دلیل چاپ عکسی مغایر با شئونات اسلامی. تصویر به وضوح نشان می‌داد که آرمان خمینی و فرزندانش خیلی زود تا قلب اروپا نفوذ کرده بود. اما پسر بوسنیایی موی بلندی داشت و عینک دودی …

پایان رسمی بزرگترین ایدئولوژی رقیب انقلاب در جشن چهل‌سالگی ۵۷ - 18

محمد محمدی نجات مستندساز ایرانی تعریف می‌کند: در کشمیر مکانی وجود دارد که نامش منتظر آباد است. من وقتی این نام را بر روی تابلو دیدم تعجب کردم. دقت که کردم دیدم وسط تابلو را رنگ کرده‌اند و قسمتی را حذف کرده‌اند. برایم سوال پیش‌ آمد که چرا این شکلی شده است؟ وقتی از محلی‌های آنجا سوال کردم گفتند که این روستا نام دیگری داشته است؛ نام اینجا در اوایل انقلاب ایران به منتظری آباد تغییر می‌کند. زمانی که امام خمینی (ره) با مرحوم منتظری مشکل پیدا می‌کند، خود مردم آن منطقه، «ی» منتظری آباد را حذف کرده‌اند و نام آن را به منتظر آباد تغییر داده‌اند.

این مردم چنین تعصبی نسبت به امام دارند. فرجی دیگر مستندساز ایرانی از سفرش به آفریقا تعریف می‌کند و اینکه آنجا وقتی مادری بچه خردسالش را صدا می‌زده است ابتدا فکر کرده است که اشتباه شنیده است. اما بعد که دقت کرده است از میان همه آن کلمات نامفهوم به زبان محلی مردمان آن دیار، لفظ خمینی‌اش را تشخیص داده است که نام پسرک را خمینی گذاشته‌اند و آنجا نام پسرانشان را خمینی می‌گذارند. سهیلی کریمی از روستایی در قزاقستان تعریف می‌کند به نام «ایرانسکی» که در قلب سرزمین کفر، بالای همه خانه‌ها عکس امام خمینی است و سلیم غفوری از قهوه‌خانه‌ای در عمق کوه‌های هیمالیا تعریف می‌کند که عکس امام را به سر در مغازه‌اش زده است و وقتی سوال‌پیچش می‌کنند که تو کجا و امام کجا، می‌گوید: این عکس اعلان هویتی ماست و..

یا از پاکستان بگوییم. دی‌ماه سال‌ ۱۳۸۱ در جریان سفر رئیس‌جمهور وقت ایران، حجت‌الاسلام خاتمی به پاکستان، اتفاق خاصی می‌افتد. گمانه‌ها پیرامون حمله آمریکا به عراق حال و هوای آن روزهای دنیا و رسانه‌ها را به خود اختصاص داده است. همین ماجرا فضایی را رقم زده که سخن از مواضع ضدآمریکایی و ایستادن بر سر آرمان‌های جهانی انقلاب، امام و رهبری به مذاق برخی سیاسیون خوش نمی‌آید.

بخشی از دستگاه دیپلماسی وقت ایرانی در جریان این سفر، قصد کانالیزه کردن رسانه‌ای شدن استقبال مردم پاکستان از رئیس‌جمهوری ایران را دارند. بنا به گفته صریح یکی از مسئولین ایرانی حاضر در پاکستان در آن دوره، مسئولین تشریفات و استقبال با هماهنگی با مقامات پاکستانی، تصمیم می‌گیرند تا روز قبل از استقبال تنها تصاویری از شخص رئیس‌جمهور ایران را در اختیار رایزنی‌های فرهنگی، کنسولگری‌ها و سفارت ایران دهند تا آنها با توزیع این تصاویر و پوسترها بین پاکستانی‌های عاشق ایرانی فضای استقبال را به سمت و سوی خاصی بکشانند.

در وبسایت خبری بخوانید: تازه ترین اخبار مذهبی 

روز استقبال می‌شود و حجت الاسلام خاتمی وارد پاکستان می‌شود. در حالی که برخی تصور می‌کردند با این برنامه‌ریزی، نهایتا تنها عکس‌ها و پلاکاردهای شخص حجت الاسلام خاتمی که در اختیار پاکستانی‌های عاشق ایران، قرار داده شده بود میان جمعیت مشاهده شود؛ مردم پاکستان درست در نقطه مقابل جریان حاکم بر آن روزهای رسانه‌های دنیا و یک نگاه خاص در مدیریت سیاست خارجی ایران قرار می‌گیرند.

برنامه از مناطق اهل سنت پاکستان شروع می‌شود و همه مدیرانی که مراسم استقبال از آقای خاتمی را برنامه‌ریزی کرده بودند، شوک‌زده می‌شوند. مردم پاکستان، جالب‌تر از آن اهل سنت مردم پاکستان خودشان از خانه‌های‌شان با انواع و اقسام عکس‌ها و پلاکاردهای امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بیرون می‌آیند و توهم ریشه‌دار غیرانقلابی و محافظه‌کار در انتقال کانالیزه آرمان‌های امام و انقلاب با چالشی جدی در درون خود مواجه می‌شود.

همان مسئول ایرانی حاضر در پاکستان که ماجرا را برای تسنیم تعریف کرده است؛ به قاب‌عکس‌های بزرگی اشاره می‌کند که به دست مردم پاکستان بالا رفته است. قاب‌عکس‌هایی که نشان می‌دهد مدت چند سال در جایی در خانه پاکستانی‌ها به اتاق دیواری آویزان شده است. مردم پاکستان نیازی به عکس‌ها و پوسترهای ایرانی‌ها از امام و رهبری نداشتند. نیازی به عکس‌های دستگاه دیپلماسی ایرانی‌ نداشتند. خودشان در خانه‌های‌شان داشتند … و این پرچمی است که زمین نمی‌افتد…

امروز در سالگرد رسمی چهل سالگی انقلاب سال ۵۷، روز اعلام رسمی شکست سیاست «اصالت زندگی» است. بزرگترین ایدئولوژی‌ای که در تاریخ انقلاب به جنگ آرمانی‌ترین انقلاب دوران ما آمد و با صراحت اعلام توقف داد: «بس است. مردم ایران هم زندگی می‌خواهند. به ما چه ربطی دارد که در فلان کشور چه می‌گذرد؛ بگذارید مردم زندگی‌شان را کنند.» ایدئولوژی پرطرفداری که درست بعد از پایان جنگ ۸ ساله در لفافه اعلام شد و در زمان مدیریت تیم فعلی بر دولت رنگ علنی به خود گرفت. سیاستی که معتقد بود آنچه اصل است رفاه و آسایش مردمانی است که در کشور زندگی می‌کنند و اگر آرمانی این آسایش و راحتی و این زندگی را به خطر بیندازد باید محترمانه به کناری نهاده شود تا مردم زندگی‌شان را بکنند. امروز در یک همزمانی جالب و تاریخی نتایح عکس این سیاست به عریان‌ترین صورت ممکن به روی مردم ایران آورده شده است به راحتی به عکس خود تبدیل شده است و وعده‌دهندگان چرخیدن چرخ‌های اقتصاد، بهبود زندگی روزمره با کناره جستن از آرمان‌ها امروز زندگی امیدواران به این وعده‌ها را در حال نابودی می‌بیینند و سرافکنده سکوت پیشه کرده‌اند. قرار بود با اصالت دادن به زندگی به استقبال از زندگی‌ای برویم که به ازای کنار گذاشتن آرمان‌ها آغوشش را برای ما باز کرده است؛ اما با چیزی مواجه شدیم که رنگی از زندگی نداشت. امروز روز پاسداشت زندگی‌هاست. زندگی‌هایی که در پرتو آرمان جان می‌گیرند و آرمان که به کناری می‌رود فقط مثل سایه‌ای کش می‌آیند.

نشانه‌ها فراوانند. نشانه‌های نفوذ و تداوم انقلاب سال ۵۷ در ایران و جهان. نشانه‌های اینکه تیری که خمینی پرتاب کرد هنوز در حال حرکت است و به زمین نیفتاده است. حالا نسلی بزرگ که افتخار بی‌نظیری چون نگذاشتن باز شدن پای جنگ به ایران را با مقاومت در کیلومترها دورتر از مرز ایران در کارنامه خود دارد نماینده واقعی انقلاب خمینی در ایران شده‌اند. حرکت‌های خودجوش فرهنگی در ایران مستحکم‌تر و ریشه‌دارتر از قبل در حال پیشروی شده است؛ توجه جوانان انقلابی از سیاست‌بازی‌های مرسوم به مسائل و آسیب‌های اجتماعی بسیار افزون‌تر شده است و چیزی به نام اردوهای جهادی به برنامه ثابت جوانان انقلابی تبدیل شده است. آرمانخواهان جوان با اشکالات و ایرادات محتمل به ریسمان محکم عدالتخواهی چسبیده‌اند و البته با آزمون و خطا اما پایدار و مستحکم مسیر جدیدی برای تحقق یکی از برگترین آرمانهای انقلاب ۵۷ آغاز کرده‌اند. کاملا خودجوش و بی حمایت‌های ساختاری. مرزهای مشروعیت دهنده به محافظه‌کاری بسیار بسیار باریک‌تر از قبل شده‌اند و حنای نمایندگان نژادی، انتسابی و انتصابی به خمینی و خامنه‌ای بزرگ برای عبور از مرزهای انقلابی‌گری با توجیه‌های مختلف مصلحت‌گرایی دیگر رنگ باخته است.

در مقابل آنهایی که روزگاری به چیزی به نام انقلاب فخر می‌فروختند حالا سرنوشت متفاوتی پیدا کرده‌اند و به یک زندگی آرام و راحت در کشوری که شلوغ نباشد و صدای کسی بلند نشود ایمان آورده‌اند؛ فرسنگ‌ها دورتر از انقلاب و مشغول تئوری‌پردازی و عمل به آموزه‌های کهنه محافظه‌کاری و حفظ وضع موجود هستند. مردم از انقلاب حذف نمی‌شوند. فرآیند حذف مردم از انقلاب اسلامی ایران، چیزی که دو دهه قبل با ژست نخبه‌گرایی در نهادهای انتخابی آغاز شد امروز به پایان رسیده است. قرار بود مردم به زندگی روزمره‌شان برسند و کاری به سیاست نداشته باشند و سیاست‌مداران سیاست را تعیین کنند و مسیر جمهوری اسلامی را پیش ببرند. این موضع اما امروز با نمایش کارکرد بیهوده خود به معرکه‌ای نمایشی تبدیل شده است که کاربردی جز پنهان شدن ندارد. توسل جستن به مفهوم «ارتباط» و راه نجات را در گسترده‌تر کردن مصادیق آن تا انتهای آمریکای شمالی نیز هم‌امروز به ناکامی طرفدارانش ختم شده است. هر چند که رعشه‌های ضربه‌های این دو سیاست بر پیکره‌های انقلاب همچنان نمودار است.

تمامی خبر ها را  از سراسروب در خبری بخوانید

چهل سالگی انقلاب را با افتخار به جوانانی که متوجه مسیر قدرت گرفته محافظه‌کاری در تاریخ انقلاب شده‌اند و پیش رویش ایستاده‌اند جشن می‌گیریم و برای چندین و چندمین بار گزاره مشهور «محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است»؛ نقشه راه مسیر آینده انقلاب را تکرار می‌کنیم. راه رجوع دوباره به آرمانهای سال ۵۷ است و جوانان ایرانی این مسیر را آغاز کرده‌اند. این مسیری بی‌بازگشت است.



ارسال شده در: رپورتاژ ، سیره شهید ،
نوشته شده در سه شنبه 23 بهمن 1397 | لینك ثابت | نظرات ( )
عناوین آخرین مطالب ارسالی
هم سنگران